سیاسی / آزادی اکثر متهمان کهریزک!

سخنگوی کمیته ویژه شورای عالی امنیت ملی در پیگیری حوادث پس از انتخابات، از آزادی اکثر متهمان وقایع بازداشتگاه کهریزک خبر داد.

به گزارش مهر، پرویز سروری سخنگوی کمیته شورای عالی امنیت ملی در پیگیری حوادث پس از انتخابات در جمع خبرنگاران گفت: این کمیته به موضوعاتی همچون پرونده متهمان حوادث پس از انتخابات و متهمان وقایع بازداشتگاه کهریزک رسیدگی می کند و اگر موضوع خاصی باشد که اطلاع رسانی آن صلاح باشد به اطلاع مردم خواهد رسید.

وی افزود: آزادی یا محکوم شدن متهمان چه متهمان وقایع کهریزک و چه متهمان حوادث پس از انتخابات به نظر قاضی بستگی دارد. البته ما در جلسه ای که با دادستان تهران داشتیم برای آزادی متهمان پس از انتخابات رایزنی کردیم.

گفتنی است پیش از این اخباری مبنی بر اعمال فشار برخی مقامات قضایی و نظامی بر کمیته ویژه مجلس برای عدم قرائت گزارش خود درخصوص حوادف کهریزک منتشر شده بود. تاکنون نیز قرائت این گزارش در صحن علنی 4 بار به تعویق افتاده است!.

به نظر می رسد، سعید مرتضوی، سردار رادان و احمدی مقدم و همچنین برخی نمایندگان مجلس همچون حسین فدایی و سروری از متهمان ردیف اول فاجعه کهریزک هستند.

در این بازداشتگاه مخوف، علاوه بر شکنجه شدید جسمی و روحی بازداشت شدگان 3 نفر نیز به شهادت رسیده اند. امیر جوادی فر، محسن روح الامینی و محمد کامرانی از جمله شهدای جنبش سبز هستند که تحت شکنجه در کهریزک به شهادت رسیدند.

منتشرشده در: on اکتبر 24, 2009 at 11:21 ب.ظ یک نظر بنویسید

سینما / ما بدون پاسپورت هم ایرانی هستیم

نامه 3سینماگر ممنوع الخروج به ملت ایران: ما بدون پاسپورت هم ایرانی هستیم

فاطمه معتمدآریا، جعفر پناهی و مجتبی میرتهماسب، سه هنرمند صاحب نام سینمای ایران که به تازگی و پس از حوادث بعد از انتخابات، از سوی دولت ممنوع الخروج اعلام شده اند، در نامه ای سرگشاده خطاب به ملت ایران آورده اند: در تمام طول فعالیت فرهنگی ­مان می­توانستیم پاسپورت دیگری داشته باشیم؛ اما خواست و اراده­ ما بر ایرانی بودن و ایرانی ماندن بوده است.

یک گزارش به ملت ایران

ما ایرانی هستیم.
هر یک از ما تنها یک پاسپورت داریم. پاسپورت ایرانی که آرم جمهوری اسلامی بر آن حک شده است. پاسپورت­مان را در فرودگاه از ما گرفتند.
ما سینماگریم.
در این سی سال سینماگر شده­ ایم و به واسطه­ فیلم­ هایمان در مجامع جهانی نماینده­ی فرهنگ و هویت ایرانی خویش بوده­ ایم. هیچ دولتی این هویت را به ما نبخشیده است که بتواند آن­را از ما پس بگیرد.
ما همواره به فرهنگ کشورمان بالیده ­ایم و آن را در معرض تماشای مردم جهان قرار داده­ ایم. ولی اکنون حق عبور از مرزها را از ما گرفته­ اند؛ گلایه­ ای نداریم. حتی نمی­دانیم به چه اتهامی؛ باز هم گله­ ای نداریم. اما ما می­خواهیم همچنان سینماگر مستقل ایرانی باقی بمانیم.
در تمام طول فعالیت فرهنگی ­مان می­توانستیم پاسپورت دیگری داشته باشیم؛ اما خواست و اراده­ ما بر ایرانی بودن و ایرانی ماندن بوده است. دولت این توان را دارد که مانع خروج ما از مرزهای کشورمان شود؛ اما یادآوری می­ کنیم که هویت ما در گرو پاسپورت­ هایمان نیست.
حتی بدون پاسپورت، ما ایرانی هستیم.

فاطمه معتمدآریا، جعفر پناهی، مجتبی میرتهماسب
اول آبان­ماه 1388

 

مطلب بعدی: فرهنگی/ شعر:سکوت / اسی دلتا

منتشرشده در: on at 11:17 ب.ظ یک نظر بنویسید

سینما / هدیه بهمن قبادی به جعفر پناهی

بهمن قبادی کارگردان مشهور ایرانی که تا کنون جوایز بسیاری را در فستیوالهای معتبر جهانی از آن خود کرده است، امروز در فستیوال فیلم لندن چهار نمایش فیلم « گربه های ایرانی» را به جعفر پناهی سینماگر برجسته ایران تقدیم کرد.

قبادی گفت: « هر چهار نمایش فیلم ام را به همکار گرامی و عزیزم جعفر پناهی به پاس پایمردی ها و مقاومت اش به او تقدیم می کنم که سالهاست با ایشان به مثابه یک سینماگر زندانی رفتار می شود. همکار من آقای پناهی نزدیک به پنج سال است که بدون ارتکاب کوچکترین جرمی از سوی حکومت ایران از ساخت فیلم محروم و هم اکنون حضور و حق شرکت در فستیوال های دنیا را از او گرفته اند. قطعا اهدای نمایش فیلم هایم اولین اقدام من در همبستگی با آقای پناهی خواهد بود»

به گزارش نوروز، جعفر پناهی، کارگردان نام آشنای سینمای ایران طی هفته های اخیر ممنوع الخروج اعلام شد. او که به عنوان عضو هیات داوران فستیوال فیلم بمبئی انتخاب شده بود، هنگام عزیمت به هند توسط ماموران امنیتی از قصد سفر بازماند.

 

مطلب بعدی: سینما / ما بدون پاسپورت هم ایرانی هستیم

منتشرشده در: on at 11:14 ب.ظ یک نظر بنویسید

سیاسی / ابراز تاسف آیات عظام منتظری و صانعی از حمله به مراسم دعای کمیل

آیات عظام منتظری و صانعی ضمن ابراز تاسف و انزجار شدید از هجوم ماموران به مراسم دعای کمیل که برای آزادی زندانیان سیاسی در منزل پدر همسر شهاب طباطبایی برگزار شده بود، خانواده های بازداشت شدگان را به صبر و بردباری دعوت کردند.

به گزارش نوروز، خانواده های زندانیان سیاسی و برخی بازداشت شدگان دعای کمیل، شبانه موضوع را به برخی مراجع اطلاع دادند. از سوی دیگر صبح امروز نیز با حضور در دفاتر مراجع عظام همچون، منتظری، صانعی، مکارم شیرازی، موسوی اردبیلی و تماس با دفتر آیت الله صافی ایشان را در جریان ماوقع قرار دادند.

آیت الله العظمی منتظری در این دیدار ضمن ابراز تاسف شدید از اینکه در جمهوری اسلامی با مراسمی مذهبی همچون دعای کمیل برخورد می شود، هجمه به سوی خانواده های زندانیان سیاسی را به شدت محکوم کردند.

این مرجع تقلید با تاکید بر اینکه شعارهای ابتدای انقلاب اسلامی و مفاهیم آنها از سوی آقایان به فراموشی سپرده شده است، اظهار داشتند: مهمترین شعار انقلاب ما که همان “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” است، به فراموشی سپرده شده است. مفهوم جمهوریت در نظام اسلامی که همان مردمسالاری است و امام راحل به آن اعتقاد داشتند، امروز نادیده گرفته شده و حق آزادی مردم رعایت نمی شود.

آیت الله العظمی صانعی نیز در این دیدار ضمن ابراز تاسف از اتفاق اخیر، خانواده ها را به صبر و استقامت، پیگیری و اطلاع رسانی هر چه بیشتر سفارش کردند.

ایشان هجمه به مراسم دعای کمیل را نشانه ضعف طرف مقابل دانستند و گفتند: وقتی خانواده های زندانیان سیاسی و مردم مومن مورد هجمه قرار میگیرند، آن هم در یک مراسم مذهبی، یعنی ضعف طرف مقابل! یعنی که آقایان تحمل برگزاری مراسم دعای کمیل را هم ندارند.

به گزارش نوروز، شب گذشته درپی هجوم ماموران امنیتی به این مراسم همه حاضران به غیر از مادر همسر شهاب طباطبایی، همسر مرتضی الویری و فائزه ابطحی به دلیل اینکه فرزند خردسالش با او بوده و دو نفر دیگر، بازداشت شدند.
تاکنون از بیش از 30 نفر از بازداشت شدگان، تنها مهرک میراب زاده، همسر طباطبایی و همسر برادر عبدالله رمضانزاده، سخنگوی دولت اصلاحات که دربند کودتاگران اسیر است، آزاد شده اند

 

مطلب بعدی: سیاسی / آزادی اکثر متهمان کهریزک!

منتشرشده در: on at 11:12 ب.ظ یک نظر بنویسید

سیاسی/ با اميدت سبز خواهم ماند / پرستو سرمدی

نامه پرستو سرمدي به حسين نوراني نژاد : با اميدت سبز خواهم ماند

پنجمين هفته بي تو هم فرا رسيد، پنجمين هفته اي كه من در آن بي تو راه مي روم ، بي تو مي نويسم ، بي تو مي خوانم ، بي تو نفس مي كشم… مي بيني دلتنگ شده ام .به هم قول داده بوديم دلتنگي نكنيم اما عزيز دلتنگي كردن دست خودمان كه نيست.تو هم زير قولت زدي ، قول داده بودي از همان لحظه اي كه خودرو ماموران از پيچ تند كوچه مان به سمت اوين گذشت ديگر من ،زندگي مان و ديگر عزيزانت را فراموش كني تا مبادا سبب لغزشي شويم بر سر آرمانهاي سبزت، اما زير قولت زدي در ملاقاتمان دلتنگي را از چشمانت خواندم ، اما ايمانت به آرمانهايمان هم افزون شده بود ، مي دانم در آن خلوت انفرادي جز به ايستادگي نه انديشيده اي.

اي يگانه برايت از زندگيمان در اين پنج هفته كه نبودي مي گويم .
روزهاي شنبه دادگاه انقلاب –بعد از كلي سرو كله زدن با ماموران مي توانيم وارد دادگاه شويم، بعد بازپرس مي گويد هيچ كاره است و بايد به دادستاني مراجعه كنيم، اميدمان به فرداست و لابد به دادستان …
يك شنبه ها دادستاني-دادستان را كه نمي توانيم ببينيم اما معاونان او مي گويند دادستان اصلا حق دخالت ندارد و همه چيز دست دادگاه انقلاب است بايد به آنجا برويم دوباره به دادگاه انقلاب مراجعه مي كنيم ، باز هم خبري از علت بازداشت، اتهام و امكان دسترسي وكيل به پرونده ات نيست ، پس مي گوييم از چند و چون پرونده و آزاديت گذشتيم حداقل وقت ملاقاتي دهيد. مي بيني عزيز به مرگ گرفته اند تا به تب راضي شويم .
دوشنبه ها زندان اوين-لحظه ديدار نزديك است، تپش قلبمان بيشتر شده است، براي ديدارت خود را مي آرايم ،با مادر و پدرت مي آييم به زندان اوين و در صف منتظر مي شويم ،با وجود آنكه از دادگاه انقلاب اجازه ملاقات داريم ،بايد منتظر شويم تا بازجويانت هم راضي شوند و رخصت ديداري دهند.در صف انتظار تنها نيستيم دوستان زيادي جمعند از همكارانمان در روزنامه ها تا همراهانمان در مسير سبز ، يكي يكي مي آيند در دل آرزو مي كنيم با ملاقات همه موافقت شود ، آرزوي دست نيافتني ايست .همسر احمد زيد آبادي هر هفته مي آيد و بي ملاقات باز مي گردد ، در لحظه اي كه مامور زندان مي گويد باز هم با ملاقاتش مخالفت شده رنگ چشمانش تغير مي كند و به نقطه اي خيره مي ماند ، نگاهم را از چشمانش مي دزدم و به دنبال جمله تسكين دهنده اي مي گردم كه مثل هميشه به ذهنم نمي آيد ، از اين انشاأالله هفته آينده ها زياد شنيده است .اين هفته مهرك هم آمده بود هنوز مات بود از شنيدن حكم 5 سال حبس شهاب به او هم فرصت ديداري نمي دهند.
ساعتي مي گذرد نامت را كه براي ملاقات مي خوانند دست و پا گم كرده به طبقه بالا مي آييم باز هم اجازه ملاقات حضوري نمي دهند با وجود آنكه نامه دادستان را داريم ، به سالن ملاقات كابيني مي آييم هنوز تو را نياورده اند اما ديگران هستند مسعود باستاني كه به مهسا خبر مي دهد به 6 سال حبس محكوم شده است ، مهسا مي گريد و باز من نمي توانم جمله تسكين دهنده اي پيدا كنم ، اصلا چنين جمله اي وجود دارد؟ حسين نعيمي پور را هم آورده اند با همان چهره بشاش و مظلوم هميشگي ،پدر و مادرش از او مي خواهند همچون گذشته محكم بماند.
هنوز منتظرم و هنوز نيامده اي ،دست هاي مهسا و مسعود هنوز روي شيشه به هم نرسيده مانده اند، اين شيشه هاي لعنتي اتاقك ملاقات علاوه بر اينكه مانعي هستند براي رسيدن دست ها به هم، نور را هم منعكس مي كنند به قدري كه در همان لحظات كوتاه ديدار بايد هزار بار جا به جا شوم تا صورتت را ببينيم….و بعد مي آيي مي گويي همه چيز خوب است وهيچ مشكلي نداري، جلوي پدر و مادرت سعي مي كنم وانمود كنم حرفت را باور كرده ام اما عزيز من پس چرا اينقدر لاغر ورنگ پريده شده اي ، باز دروغ مي گويي مثل همه آن موقع هايي كه مي خواستي از ناراحتي هايت بي خبر بمانم اما من از چشمانت آنها را مي خواندم.
مي گويي بازجويي هايت شدت گرفته است ، به آزادي فكر نمي كني و بهتر است ما هم زندگيمان را به روال عادي بازگردانيم .روال عادي زندگي ؟ چقدر دور از ذهن است برايم بازگشتن به درس و زندگيم آن هم بي حضور تو.دور از ذهن است اما مطمئن باش اگر لازم شود اين كار را هم مي كنم مگر نه اينكه قرار بود تا آخر بر سر آرمانهايمان بايستيم عهدمان را به ياد دارم پس نگران نباش حتي اگر مجبور شدي مدت ها در آن زندان بي شرم بماني .در چشمانت ايمان را مي بينم ،مي بينم كه در خلوت اين چند هفته به معبودت نزديك ترشده اي و چشمانت سبزتر شده اند.
باز هم زود دير مي شود و حرف ها نگفته باقي مي مانند ، فرصت نشد به تو بگويم كه همين امروز پس از پنج هفته كه به درختان و پرندگان نگاه كردم ديدم آنها هنوز زنده اند و منتظر رسيدن بهار و سبز شدن روزگار،مگر ما چه كم داريم از آنها؟ فرصت نشد برايت بخوانم قطعه اي را كه گويي زبان حال اين روزهاي من است :
سبز ماندم ،سبز خواهم ماند . تا زمان دارم. تا زمين پيداست
تا صنوبر هست –يا به قول شاعر كاشان تا شقايق هست-
تا صدايت مي توانم زد / تا يكي در كوچه مي خواند
تا كسي ياد ترا –در آينه كوچك و هر چه محو خاطرش– محفوظ مي دارد
تا ترا دارم –اي هميشه در دلم بيدار-سبز خواهم ماند
در حريم منع و بند- با بازجويي و چون و چند- در آن گراني لبخند سبز ماندم، سبز خواهم ماند
خسته بودم، درد بودم ، بغض كردم گاه، گريه هايم را فروخوردم…
اما با اميدت –اي دل اميدوارم گرم از تو- سبزخواهم ماند
..و دوشنبه پايان مي يابد عزيز اين روزها زندگي من جز فاصله بين دوشنبه ها يي كه از راه مي رسند نيست.
سه شنبه و چهار شنبه –همان برنامه هميشگي مادر استوارت را از دادگاه انقلاب به دادستاني مي فرستند و از دادستاني به دادگاه و در آخر هم مثل هميشه بي نصيب ، حرف جديد اين است كه ديگر وقت ملاقات هم نمي دهند چه باك تماسهاي تلفني ات را كه قطع كرده اند، اگر ملاقات پشت شيشه هم حاصل نشد در فراسوي مرزهاي تنت با من وعده ديداري بگذار.
پرستو سرمدي همسر حسين نوراني نژاد رييس در بند كميته اطلاع رساني جبهه مشاركت

 

مطلب بعدی: سیاسی / ابراز تاسف آیات عظام منتظری و صانعی از حمله به مراسم دعای کمیل

منتشرشده در: on at 11:09 ب.ظ یک نظر بنویسید

سیاسی/ بازداشت در مراسم دعای کمیل

ماموران امنیتی با هجوم به مراسم دعای کمیل که پنچ شنبه شب برای آزادی شهاب طباطبایی، رییس ستاد حامیان موسوی و خاتمی وعضو شورای مرکزی جبهه مشارکت برگزار شده بود، 30 نفر ازحاضران در مراسم را بازداشت کردند.

به گزارش نوروز، درهنگام قرائت دعا، مردی وارد خانه می شود و از حاضران میخواهد که تلفن های همراه خود را به او تحویل دهند. پس از جمع آوری تلفن های همراه، ماموران که خود را پلیس امنیت معرفی کردند، اقدام به جدا کردن زن ها و مردهای شرکت کننده در مراسم کرده و سپس به مردان دستبند زده و آنها را از منزل خارج میکنند.
به گزارش خرنگار نوروز، بازداشت شدگان بوسیله 3خودروی ون به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
از سوی دیگر، ماموران امنیتی تعدادی دیگر از شرکت کنندگان در مراسم دعای کمیل را نیز در داخل خانه محبوس کرده و به آنها اجازه خروج نمی دادند.
گفتنی است، ماموران از لحظه ورود تا پایان این مراحل، از تمامی وقایع فیلمبرداری کردند.

اسامی بازداشت شدگان
بر اساس خبرهای رسیده به نوروز، آخرین آمار بازداشت شدگان در مراسم دعای کمیل، تا ساعاتی پس از نیمه شب به 30 نفر رسید.
از این تعداد تنها مهرک میراب زاده، همسر شهاب طباطبایی و فائزه ابطحی، دختر محمدعلی ابطحی به دلیل اینکه فرزند خردسالش به همراه او بود، آزاد شدند.
اسامی سایر بازداشت شدگان تا این لحظه به شرح زیر است:
زهرا مجردی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و علی میردامادی، همسر و فرزند محسن میردامادی دبیرکل دربند جبهه مشارکت، همسر و برادر عبدالله رمضانزاده، محمدرضا جلایی پور، همسر مرتضی الویری، فریده ماشینی(عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت)، دکتر کیانوش راد(عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت) به همراه همسر و دخترش، ایمان میراب زاده، محمدحسین خوربک، سعید نورمحمدی، زویا حسنی، هادی حیدری، محبوبه حقیقی، سمیه مهرجو، سعیده کردی نژاد، علیرضا طاهری، رضا میر، عطا تهرانچی، اشکان مجلل، اسماعیل صحابه، میثم وره چهر، نسیم چالاکی، مهدی مظفری، مهدی مشرف و مهدی فتحی

احتمالا اسامی دیگری نیز به این لیست افزوده می شود که نوروز به محض دریافت خبر آن را به اطلاع خوانندگان خود می رساند.
نام مریم میراب زاده و ریحانه طارمی به این لیست افزوده و نام همسر مرتضی الویری حذف می شود.همچنین همسر برادر عبدالل رمضانزاده نیز که در میان بازداشت شدگان بود آزاد شده است.

نام های نسرین اکبری و محدثه مهیمنی همسر و دختر محمدهاشم مهیمنی مدیرکل وزارت کشور و استاندار گلستان در دولت اصلاحات نیز به لیست اضافه گردید.

 

مطلب بعدی: سیاسی/ با اميدت سبز خواهم ماند / پرستو سرمدی

منتشرشده در: on at 11:04 ب.ظ یک نظر بنویسید

سیاسی / گزارش كروبی از حضور خود در نمایشگاه مطبوعات

مـهـدی كـروبـی روز گـذشـته برای دقایقی در نمایشگاه مـطـبـوعات حاضر شد. پـس از حـضـور كـروبـی در نـمـایـشـگـاه، سایت‌های مختلف خـبری، گزارش‌های متفاوت و متناقضی از نحوه برخورد حامیان و مخـالفـان كروبی مخابره كردند.

به گزارش آفتاب‌یزد، یكی از فعـالان سیـاسـی كـه بعدازظهر دیروز موضوع را از زبان مهدی كروبی شنیده بود حوادث دیروز را به نقل از مهدی كروبی به شرح زیر نقل كرد: روز جمعه به نمایشگاه مطبوعات رفتم. در بدو ورود، گروه‌های زیادی از مردم با برخورد محبت‌آمیز خود مـرا مورد استقبال قرار دادند. سپس به محل تشریفات نمایشگاه رفتم و پس از آن برای آغاز بازدید توسط برخی افراد حاضر بـه طـرف غرفه‌ها هدایت شدم. در این مسیر عده زیادی از جمعیت، با محبت فراوان مرا همراهی می‌كردند كه من بارها از ایـشـان خـواهـش كردم هیچ گونه شعاری ندهند. در این میان جمعیتی كه تعداد آنها از ده نفر تجاوز نمی‌كرد شروع به دادن شعار مرگ بر منافق كردند كه پس از اصرار آنها بر تـكـرار ایـن شـعـار، جمعیـت كثیـری كـه مـرا همـراهـی مـی‌كـردنـد در مـقـابـل، شـعارهایی از جمله <مـرگ بـر دیـكـتـاتـور> سـر دادنـد و همه شـاهد بودند تعداد كسانی كه شعارهایی علیـه من می‌دادند نسبت به طرفداران اینجانب، به هیچ وجه قابل توجه نبودند.

ضمن آنكه هر لحظه بر جمعیت حاضر در اطـراف مــن كــه قــریــب بـه اتـفاق آنها شـعـارهـای حــمـایـتـی مـی‌دادند افزوده می‌شد. نكته جـالـب تـوجـه حـركـات آرام ایـن افراد و خودداری آنها از هر گونه حركت در هنگام عـبــور از بــرابـر بـرخـی خـبـرگـزاری‌هـاو رســانــه‌هــای مـخــالــف اصلاحـات بـود. به هر حال ‌بــا افــزایـش شعـارهـا، برای جلوگیری از تـشـنــج و درگـیــری در نـمــایشگـاه كـه مـی‌تـوانـسـت مـوجـب سـوء اسـتـفاده و خشونت عده‌ای علیه مردم شود، صلاح را بر ترك نمایشگاه دیدم كه متولیان امر وقتی از نیت من مطلع شدند مسیر خاصی را برای بیرون رفتن من در نظر گرفتند كه امكان همراهی مردم وجود نداشت. پس از چند دقیقه و در حالی كه اطراف من خالی شده بود تعدادی از افراد كه حضور آنها كاملا برنامه‌ریزی شده بود و مطابق معمـول بـرای اقـدامات خود هیچگونه نگرانی ندارند به صورت ناگهانی در اطراف من قرار گرفتند و همان شعارها و اقداماتی را آغــاز كــردنــد كــه رویــه هـمـیـشـگــی آنهاست.تعدادی از آنها هم شروع به پرتاب اشیای مختلف از جمله بروشورهای نمـایشگـاه كـردند.

فرزند كروبی هم كه همراه او در نمایشگاه حضور داشت با اشاره بـه مـجروح شدن صورت پدرش گفت:از طبقه بالا تعدادی بروشور نمایشگاه را به صـورت دستـه‌ای بـه طـرف پـدرم پرتاب كردند كه پس از اصابت به سر كروبی، منجـر بـه افتـادن عمـامـه و مجـروحیت صورت او شد. یك فعال سیاسی كه شرح ماوقع را به نقل از كروبی برای آفتاب یزد نقل كرد – و اظـهـارات او تـوسـط خـبـرنـگاران و مدیران آفتاب یزد كه در محل نمایشگاه حاضر بودند تایید شد – حضور طرفداران كروبی – علی‌رغم سرزده بودن بازدید او از نـمایشگاه– را بسیار چشمگیر دانست و به نقل از كروبی، از ابراز محبت‌های بی‌شائبه مـردم تـشـكـر كرد.

وی همچنین اظهار داشت: اقدامات سازمان یافته علیه كروبی كاملا بی‌ارزش بوده است و به هیچ وجه موجب نگرانی كروبی نشده و او از حضور خود ‌ ‌در نمایشگاه ابراز رضایت كرد؛ اگر چه از اینكه رفتار غیراخلاقی عده‌ای خاص، مانع دیدار او از غرفه‌های مختلف شده اسـت اظـهار ناخرسندی نمود. از سوی دیگر علی‌رغم اعتراض بسیاری از حاضران در نــمــایـشـگــاه بــه رفتـار عـده‌ای خـاص، تعدادی از خبرگزاری‌های حامی دولت تــنــهـــا بــه انـعـكــاس مــاجــرا بــراســاس علاقه‌مندی‌های خود پرداختند. یك سایت بـسـیار نزدیك به دولت كه نمی‌توانست شعارهای اولیه حامیان كروبی – علی‌رغم عدم اطلاع قبلی از حضور وی – را انكار كند در همین مورد نوشت:مهدی كروبی عصر جمعه در حالی كه با شعارهای “درود بر كروبی” عده‌ای از همراهانش به ‌نمایشگاه مطبوعات وارد شده بود، با شعار “مرگ بر منافق” عده دیگری از بـازدیـدكننـدگـان بـه بیـرون از ‌نمایشگاه هدایت شد.‌مهدی كروبی ساعت 15 با جمعی از اطـرافیـانـش وارد نمایشگاه مطبوعات در شبستان ‌مصلی تهران شد و شعارهای “درود بر كروبی”، “كروبی زنده باد موسوی پاینده باد”، “یــا حـسـیــن میـرحسیـن” ‌از سـوی بـرخـی هوادارانش همراهی شد.‌

با این حال، وی هنوز یك‌سوم از مسیر نمایشگاه را بیشتر طی نكرده بـود كـه بـا رسـیـدن بـه بـخـش روزنـامه‌ها و ‌خبرگزاری‌ها، با شعار “مرگ بر منافق” عده زیاد دیـگـری از بـازدیدكنندگان نمایشگاه مواجه شد.‌در همین مورد ایسنا نیز نوشت : بازدید مهدی كروبی دبیر كل حزب اعتماد ملی از نمایشگاه مطبوعات، دقایقی موجب متشنج شدن فضای نمایشگاه شد. ‌ ‌مهدی كروبی بـه مـنـظـور بـازدیـد از نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها وارد نمایشگاه شد كه بعد از حضور وی، تعدادی از هواداران به سر دادن شــعــار پــرداخــتـند. ‌كروبی به دلیل ازدحام جـمـعـیـت تـنها توانست بخش كوچكی از نمایشگاه و راهروی اصلی را طی كند. ‌ ‌در این هــنــگــام تــعــدادی از مــخالفان كروبی نیز به سـردادن شعار پرداختند. سپس كروبی به دلیل ازدحام جمعیت به قسمتی از شبستان هدایت شد تا از ازدحام مردم كاسته شود اما همچنان طرفداران و مخالفان وی با سر دادن شعار فضای مصلی را پر كرده بودند. ‌‌این تجمع بـاعـث وارد آمـدن خسـاراتـی بـه چند غرفه در قسمت شمالی سالن نیز شد. ‌ ‌پس از آن، محـافـظـان كـروبـی وی را بـه همراه نیروی حفاظت نمایشگاه به طبقه‌ فوقانی شبستان راهنمایی كردند و او از همان طبقه به بیرون از نمایشگاه رفت، اما خروج كروبی از نمایشگاه آرام شدن فضا را به همراه نداشت؛ زیرا پس از آن همچنان عده‌ای در طبقه‌ فوقانی شبستان شعارهایی در حمایت از میرحسین موسوی و كــروبــی ســر مـی‌دادنـد. سپـس ایـن افـراد بـا سـر دادن شعار به طبقه اصلی شبستان حركت كـردنـد كـه در این هنگام، با افرادی كه در مخالفت با كروبی و میرحسین موسوی شـعـار <مرگ بر منافق> سر می‌دادند روبه‌رو شدند و این رویارویی برای لحظاتی به تشنج كشیده شــد. وضـعـیــت عـمــومـی نمـایشگـاه پـس از متفرق شدن تجمع‌كنندگان به حالت عادی بازگشت. ‌

 

مطلب بعدی: سیاسی/ بازداشت در مراسم دعای کمیل

منتشرشده در: on at 11:00 ب.ظ یک نظر بنویسید

سیاسی / حمله به شیخ اصلاحات

دبیرکل حزب اعتمادملی در میان تشویق هوادارانش و بازدیدکنندگان از شانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها امروز از نمایشگاه مطبوعات دیدار کرد.

گزارش‌های رسیده حاکی از آن است با ورود کروبی به نمایشگاه‌ صدها نفر از بازدیدکنندگان با تجمع مقابل غرفه خبرگزاری فارس شعار “مرگ بر دیکتاتور” و “بسیجی واقعی، همت بود و باکری” سر می‌دهند.

از سوی دیگر، حامیان احمدی‌نژاد بعد از دقایقی مقاومت مردم موفق شدند خود را به مهدی کروبی برسانند و به او حمله‌ور شدند و قصد ضرب و شتم یار امام را داشتند. به گزارش شاهدان عینی بر اثر این حمله عمامه کروبی بر زمین افتاد.

بر اساس اطلاعات دریافتی به دنبال هتک حرمت کروبی، محافظان و همراهان کروبی وی را به خارج از نمایشگاه هدایت کردند تا اغتشاشگران به سوءاستفاده از جنش سبز و حضور کروبی برای ادامه جوسازی‌های خود علیه این حرکت موفق نشوند.

مطلب بعدی: سیاسی / گزارش كروبی از حضور خود در نمایشگاه مطبوعات

منتشرشده در: on at 10:59 ب.ظ یک نظر بنویسید

سیاسی/ صحبت های میرحسین در جمع تحریریه کلمه سبز

mirhoseinاز سر گیری انتشار روزنامه کلمه سبز موقتا منتفی شد.پس از ماجراهای دامنه دار پس از انتخابات و با توجه به اینکه برای انتشار روزنامه کلمه سبز منع قانونی وجود نداشت،تحریریه کلمه سبز شکل گرفت و چند هفته فعالیت کرد تا برای رساندن روزنامه روی دکه آماده باشد اما گویا متصدیان امور چندان رغبتی به انتشار روزنامه نشان ندادند تا رتبه ۱۷۲ ایران در زمینه آزادی مطبوعات از میان ۱۷۵ کشور چندان درد آور به نظر نیاید.

اما در این میان میر حسین موسوی بود که برای دلداری کارکنان روزنامه به میان اعضای تحریریه آمد او در سخنانی در جمع کارکنان روزنامه “کلمه سبز” از تلاش های آنان برای انتشار این روزنامه تقدیر کرد .

به گزارش خبرنگار «کلمه»، میر حسین موسوی با بیان این که می‌دانم تعطیلی یک روزنامه برای اعضای آن چقدر سخت است خطاب به اعضای تحریریه که خواهان انتشار “کلمه سبز” به قیمت پرداختن هر هزینه ای بودند، گفت : همه عقب نشینی ها بد نیست و به معنای پشیمانی نیست و با هدف ادامه مسیر از راه های دیگر انجام می شود.

صاحب امتیاز روزنامه کلمه سبز با اشاره به عدم انتشار آن اظهار داشت: بحث هزینه و فایده سیاسی باعث شد که دوستان در یک تصمیم جمعی به این نتیجه برسند که از انتشار روزنامه صرف نظر کنند. البته تعطیلی کلمه سبز به معنای توقف و تعطیلی فعالیت‌های رسانه‌ای نیست و ضرورت دارد که با راه‌کارهای ابتکاری رسانه‌هایی به وجود بیاید که در چارچوب‌های منافع ملی مطالبات این جنبش را بارتاب دهند.

او با بیان این که در غیاب خلاء رسانه‌هایی که پیگیر منافع ملی هستند رسانه‌هایی مانند صدای آمریکا و بی بی سی به مرجع خبری تبدیل می‌شوند اظهار داشت: چنین رسانه‌هایی طبیعی است که در نهایت باید منافع کشورشان را در نظر ب‌گیرند.

موسوی سپس با اشاره به روش‌های ابتکاری که از سوی شبکه اجتماعی “جنبش سبز” طی ماه‌های گذشته برای اطلاع رسانی ایجاد شده است گفت: در مسیر انتخابات و بعد از آن شیوه‌های ابتکاری برای اطلاع رسانی د پیش گرفت شد و اگر یک دست بسته شد در عوض آن صدها دست باز شد. مهم این است که اکنون نیاز به داشتن رسانه از سوی همه هواداران این جنبش احساس می‌شود و اگر در آینده هم بتوانیم این نیاز را حفظ کنیم قطعا در شبکه عظیم مردمی راه‌های فراوانی را بازخواهیم کرد.

وی ادامه داد: البته تعطیلی “کلمه سبز” را باید اتفاقی موقتی فرض کرد، چرا که ضرورت‌ها ایجاب می‌کند که سرانجام همه صداها اجازه شنیده شدن پیدا کنند. خطر بزرگ زمانی اتفاق می‌افتد که مجرای اطلاع رسانی را محدود کنیم و با پایین آوردن قدرت جذب نظام به ایجاد وضعیت انفجاری کمک کنیم.

او با بیان این که در دنیای کنونی نمی‌توان دور جامعه دیوار کشید اظهار داشت: اگر فضا باز نشود از دنیا عقب می‌مانیم و مشکلات وسیعی پیدا می‌کنیم. اگر در گذشته می‌شد بدون پیوند با فضای داخلی و خارجی کشور را برای سال‌ها اداره کرد، اما اکنون با گسترش تکنولوژی و ارتباطات چنین کاری غیر ممکن است.موسوی همچنین با اشاره به فاصله تاریخی که میان روشنفکران و عامه جامعه وجود داشته اظهار داشت: از دوره مشروطیت تاکنون یک نوع جدایی میان مردم و روشنفکران داشتیم. روشنفکران به مسایلی می‌اندیشدند که با نیازها و خواسته‌های عامه مردم تفاوت‌های اساسی داشت، اما وقایع اخیر نشان می‌دهد که این فاصله در حال برطرف شدن است.

او ادامه داد: در اندیشه‌های روشنفکران و سیاستمداران ما معمولا این نقص وجود داشته است که تاکید بر روی برخی ارزش‌ها آنها را از دیگر امور خوب باز می‌دارد حال آن که در زندگی واقعی مردم ما ارزش‌های خوب منفک از هم نیست و آنها می خواهند همه خوبی ها را کنار یکدیگر داشته باشند. اصلا به عبارتی جامعه ایرانی مانند ژانوس خدای یونانی است که می‌تواند امور ظاهرا غیر هم‌جهت را با یکدیگر جمع کند. آنها هم می‌توانند از شهادت ندا آقا سلطان ناراحت باشند و هم از شهادت مردم در غزه و دیگر نقاط جهان ابراز تاسف کنند.

مهندس موسوی سپس به عواملی که در رویدادهای اخیر موجب کاهش فاصله میان نخبگان و عامه مردم اشاره کرد و تاکید نمود: ویژگی‌هایی که در جنبش سبز مشاهده می‌شود حاکی از هین سازواری ارزش‌هاست و تمام قائلان به این جریان می کوشند ارزش های خوب را با یکدیگر ترکیب کنند و در آینده هم باید همین روش را دنبال کنیم. موسوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برخی شعارهای مطرح شده که در تجمع های خیابانی اظهار داشت: شعارهای افراطی ناشی از عصبانیت است. به نفع همه ماست که شعارهایی متناسب با ظرفیت کشور طرح کنیم و از طرح شعارهای تند و غیرمنطبق با وضعیت کشور بپرهیزیم.

مهندس موسوی همچنین با اشاره به این که نباید اجازه داده شود اتفاقات ماه‌های گذشته به بدبینی نسبت به دستاوردهای انقلاب منجر شود اظهار داشت: طبیعی است رسانه‌هایی که صدای این قدرت یا آن قدرت هستند بلاخره مجبورند از منافع ملی کشور خود ولو به زبان فارسی دفاع کنند و در این راه بذر بدبینی به کل دستاوردهای انقلاب اسلامی در طول سی سال گذشته بپاشند و حتی سعی کنند به سراغ حماسه عظیم و تاریخی دفاع مقدس ملت ما بروند و متاسفانه سیاست‌های رسانه‌ای موجود در این زمینه مکمل اقدامات آن رسانه‌های بیگانه است و شرایطی که امروز برای کلمه سبز ایجاد شده است یک شاهد روشن در این ماجراست.

 

مطلب بعدی: سیاسی / حمله به شیخ اصلاحات

منتشرشده در: on at 10:43 ب.ظ یک نظر بنویسید

اجتماعی/ آرامش بعد از طوفان / امینه سزاوار

آرامش بعد از طوفان

امینه سزاوار

161021288

عرق ریزان و با گلویی خراشیده خود را از لا به لای جمعیت خلاص میکنم. تحمل هوای سنگین داخل سالن واقعا دشوار است.در گوشه ای چند نفس راحت و عمیق  میکشم.تالار چمران کم کم خالی از جمعیت میشود ….

چند نفری می آیند و روی پیانوی گوشه ی سن را بر میدارند .چند صندلی را  جا به جا میکنند … چند میکروفون نصب می کنند  و…. تمام….طولی نمی کشد که دوباره برنامه ای دیگر و گروهی دیگر شروع به کار میکند..

انگار نه انگار که ساعتی قبل لنگه کفشی پرتاپ شده و جماعتی جماعت دیگر را شسته اند  وگذاشته اند کنار…انگار نه انگار که قرار بود سوتفاهمی بزرگ مرتفع شود(که نشد..نمی شود)*….

دستان رقصنده روی شاسی های پیانو ..گام های ریتمیک… کشیدن آرشه …تکان های سر همراه با ضرب آهنگ.همه چیز حکایت از آرامشی دارد که سالن را در بر گرفته.روی همان صندلی هایی که ساعتی پیش افرادی ایستاده بودند و عقایدشان را فریاد میکردند.حالا کسانی با خیال راحت لمیده اند و با چشمان نیم  باز از تلاقی نت ها  لذت میبرند..

 

تنها چیزی که از بلبشوی ساعتی پیش مانده.. بوی زننده ایست که حس کرخی را از ریز دندانهایت بیرون میکشد..

*صفار هرندی.وزیر ارشاد دولت نهم به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه تهران آمده بود تا سوتفاهم تقلب در انتخابات را رفع و رجوع کند…

 

مطلب بعدی: سیاسی/ صحبت های میرحسین در جمع تحریریه کلمه سبز

منتشرشده در: on at 10:39 ب.ظ یک نظر بنویسید