اسی دلتا
قهوه
چند روزی میهمان است و میهمان هم حبیب خداست. این را خود او میداند بهتر از همه. چرا که اگر رسم بر ماندن بود,این صندلی به او نمیرسید هیچگاه.
حبیب کاشانی برای رفتن انصاری فرد و گرفتن سکان مدیریت قرمزها, شور و حالی خاص داشت و انگیزه ای ویژه.
استارت خوبی زد و رضایت هواداران را فراهم کرد در مجموع. از همان ابتدا مشخص بود که حاج حبیب دلمشغولی هایی دارد و دغدغه هایی از نوع دیگر.
درد فرهنگ دارد و اندیشه ی فرهنگ سازی. از جلسات مذهبی گرفته تا ملاقات با جانبازان و رزمندگان. از دستگیری یتیمان گرفته تا اهتمام بر اصلاح موی سر بازیکنان!.
کاشانی که میداند مهمان است , دوست دارد پس از رفتنش نیز , هم حبیب خدا باشد و هم حبیب بنده ی خدا!
دوست دارد در بین پرسپولیسی ها چیزی بگذارد به یادگار. که همانا پر رنگ شدن ارزشهای اخلاقیست و گرایشهای معنوی.
به اصول و تئوریها و نظریات کاشانی کاری نداریم , اما قاعدتا” او نباید چندان خشنود باشد از عملکردش در موارد ذکر شده.
قابل درک است که او با آن پس زمینه ی فکری و کاری , چه حالی دارد, وقتی که گه گاه بازیکنانش رفتاری بروز میدهند نا معقول و کرداری دارند نا مقبول.
خوب میدانیم ؛ حاج حبیب که دغدغه ی فرهنگ سازی دارد, چه میکشد آن وقت که خبر دار میشود از شیرینکاری کاپیتان دوم تیمش.
نا خشنودی کاشانی و همکارانش کاملا” مشهود است از جریمه ی اعلام شده برای نمک ریختن شیث در طیاره.
این درست که فرهنگ سازی, فرایندیست زمان بر و دیر بازده, اما شاید تغییر نگرش و رفتار نیز لازم باشد برای امثال کاشانی که در مجموع , قصدی خیر دارند و نیتی قابل احترام.
تنها, کشاندن بازیکنان به مراسم ادعیه و دار الایتام و یا وادار نمودنشان به کوتاه کردن موی سر برای گریز از جریمه, نمیتواند زیر بنای فکری را دستخوش بازسازی کند و شخصیت را دچار تحول.
چرا که اگر اینگونه میبود, امروز نمی دیدیم رفتار ی عجیب را که مورد مشابهی از آن سراغ نداریم و نمونه ای قابل ذکر.
تنها پرسپولیس و کاشانی نیستند که در اصطکاکند با اینگونه موارد.
در مجموع فوتبال ما دچار این نا خوشی هست کمابیش .
بعضی مدیران را چندان انگیزه ای نیست برای فعالیت در این عرصه. اما مدیرانی چون کاشانی که چنان تفکراتی دارند و چنین شعارهایی, نتایج عملکردشان بیش از حد معمول زیر ذره بین است و در بوته ی نقد.
این جای مهری که رو پیشونی این آقاست واقعاّ …!