بسم الله

سید حسام الدین حضرت قلی

قهوه

با عرض سلام و ادب خدمت تمامی خوانندگان مجله وزین به اصطلاح اینترنتی قهوه.

از این که اینچنین نامه فدایتان شوم می نویسم خودم هم بسیار شرم سارم اما بنا به اقتضای زمان و کمبود و کسری مالی که اواخر سال به سراغ هر آدم مفلوکی می آید، مجبور به انجام این کار خطیر شدم.

دلیل بعدی اصرار و پافشاری مستر شاهین شهبازی – صاحب امتیاز و مدیر مسئول و سردبیر و نویسنده و طنز نویس مجله وزین به اصطلاح اینترنتی قهوه – بود که به بنده التفات داشته و به این جانب تلفن زدند و عاجزانه درخواست کردند، مقاله ای، حرفی، حدیثی برای ویژه نامه مجله وزین به اصطلاح اینترنتی قهوه بنویسم. گویا ایشان قصد کرده اند شماره نوروز را خاش خاشی و داغ عرضه کنند.

از شما که پنهان نباشد، بنده شدیدا نگران حال ایشان شده ام، چرا که ایشان بی دلیل چنین کاری را انجام نمی دهند. بنده بیش از خودشان نگران حال و روزشان هستم و از همین جا به ایشان توصیه می کنم حتی اگر کسالتی هم ندارند، سری به پزشک معالجشان بزنند و یک چک آپ کامل انجام دهند با تمامی مخلفات.

بنده ایشان را سالهاست که می شناسم، از زمانی که هنوز اسم و رسمی نداشتند و در یک مغازه به شغل شریف بقالی اشتغال داشتند و هیچ گاه رضایتی از این شغل نداشتند و تنها شعارشان مردمی کردن فرهنگ بود و تمامی تلاش خود را در بقالی می کردند که فرهنگ را به کوچه و خیابان ببرند.

یک بار صحنه ای از ایشان دیدیم که سخت بنده را تکان داد. قصدم این است با تعریف این جریان شما را هم تکان بدهم.

یک روز که خسته از کار و فعالیت به مغازه ایشان رفتم تا نوشابه ای میل کنم، جناب مستر شهبازی را دیدم که با بچه ای کلنجار می روند. وقتی جویای موضوع شدم، متوجه شدم که مستر از کودک می خواهد در قبال یک آبنبات چوبی؛ بچه بیت 1568 شاهنامه را از حفظ بخواند.

این موضوع بنده را سخت متعجب کرد که چگونه مردی دلسوزانه قصد مردمی کردن فرهنگ را دارد. فردای آن روز که دوباره از جلوی مغازه رد شدم، صفی طویل دیدم. کنجکاوانه از یکی از دوستانی که در صف ایستاده بود جویای حال شدم.

گفتند: مستر شهبازی از هر کسی ده غزل از سوزنی سمرقندی می پرسند و در عوض دو کیسه شیر با پنیر خامه ای می دهند.

بنده سخت تحت تاثیر قرار گرفتم.

ایشان از اول هم مردمی بودند و همیشه این سخن را بیاد دارم که ورد زبانشان بود. “کتاب برای همه، مجله برای همه، دوغ برای همه، محصولات LG و Samsong هم برای همه. شاید به همین خاطر بود که در دوره دوم مجلس شورای اسلامی رای آوردند، به پشتیبانی همین مردم بود. ایشان در مجلس چه کارهایی که انجام نداند.

نزدیک به 15 انتشاراتی تنها به دست ایشان افتتاح شد.

ایشان اعتقاد داشتند هرکس که پا به انتشاراتی می گذارد، باید نوشته اش چاپ شود و درست در سه ماهه اول همان سال قریب به 1,512,000 عنوان کتاب تنها به دست ایشان چاپ شد و همه گرانبها.

در همان سال که ایشان به شغل شریف بقالی اشتغال داشتند، کتابی از ایشان منتشر شد که یک ماهه به چاپ دوم و پس از یک سال به چاپ نهم رسید. عنوان کتاب اگر اشتباه نکرده باشم: (( تجمل فرهنگی و فرهنگ تجملاتی )) بود. ایشان به تفضیل از بنیان و پایه های فرهنگ یاد کرده بودند و سوالاتی چالش برانگیز مطرح کردند و هنوز که هنوز است پاسخ برخی از سوالات ایشان یافت نشده است.

ایشان شب های جمعه جلسات نقد و بررسی ترتیب می دادند که بنده هم افتخار حضور در چند جلسه را داشتم؛ جلسه هایی با عنوان هایی گرانبها همچون: ” غم و تاثیر آن در شاعران سریلانکا ” یا ” روابط نامشروع دکارت با اگزیستانسیالیستها ” یا ” پست مدرن و تاثیر آن بر معماری علی آباد کتول “

همچنین شب های شعر و داستان خوانی، دعوت نویسندگان بزرگ جهان برای سخنرانی، رایزنی های فرهنگی با دُول مختلف و …

یک بار به خانه ایشان دعوت شدم و در منزل ایشان برای اولین بار جلال آل احمد، صادق هدایت، مرحوم ایرج میرزا و … را دیدم. بنده بسیار دوست داشتم که این بزرگان را ببینم و در منزل ایشان چنین افتخاری نصیب بنده گردید.

بعد از نهار ایشان مشغول ماساژ دادن استاد آل احمد شدند و وقتی جویای حال شدم ایشان فرمودند: که جلال عزیز تنها بدین صورت است که تراوشات ذهنی خود را به یاد می آورند و می نویسند، گویا ایشان احساس کرده بودند که حرفی برای نوشتن دارند و از مستر شهبازی خواسته بودند که انرژی ساکن را به انرژی جنبشی تبدیل کنند. اما هرچه منتظر ماندیم خبری نشد تا این که عاقبت جناب جلال حاجت روا شده و راهی دست به آب شدند و گویا پس از عزیمتشان از قضای حاجت بود که کتاب مدیر مدرسه را به رشته تحریر در آوردند.

خلاصه که بنده بسیار به ایشان التفات داشته و دارم و زمانی که ایشان بنده را مجاب به نوشتن برای شماره جدید کردند، بنده بدون هیچ گونه حرفی این کار را قبول کردم. امیدوارم ایشان با حس مدیریتی که دارند، باعث رونق این هفته نامه که گاه گاه به ماه و گاه سالی یک بار به چاپ می رسد شوند. همچنین شنیده ام که ایشان کمی از نظر مالی دچار مشکل شده اند. لذا از تمامی دوستانی که علاقه مند به کمک به ایشان هستند، تقاضا دارم، کمک های نقدی خود را به شماره 00184517004 بانک پارسیان (شعبه سوزنی سمرقندی) به نام مستر شاهین شهبازی واریز نمایند.

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم

با تشکر (( هوشنگ گلشیری))

 

صفحه اول


منتشرشده در: on مارس 19, 2008 at 9:41 ب.ظ یک نظر بنویسید

آدرس برای فرستادن دنبالک به این مطلب : http://ghahve.wordpress.com/2008/03/19/%d9%85/trackback/

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته.

Leave a Comment