مارك چيست؟

بيائيد مارک را تعريف کنيم…

به نظر من مارك خود يك هدف است ، هدفي كه در ظاهر اسم هاي مختلف است كه روي لباس هايمان متصل شده و مايه افتخارما ميشود،اين معناي ظاهري مارك است وتي در باطن هزارو يك معنا در كلمه مارك نهفته كه ما در حد توان خود و حوصله پروژه در مورد ان سخن ميگوييم،ابتدا هدف كارخانه است كه يك جنس خوب را با نام خاصي به بازار ارائه ميدهد،پس از مدتي كه مردم از ان استفاده كرده ورضايت خود را به بقيه اعلام كردند به سراغ جنس هاي ديگر ان مارك ميروند…زمان زيادي نميگذرد كه وقتي كارخانه هاي ديگر موفقيت ان مارك را ميبينند انها هم همين شيوه را در پيش ميگيرند و بازار پر از مارك ميشود،انها كه هزينه زيادي بابت اين نام ها از مشتريان دريافت ميكنند مجبورند كه جنس هاي خوب و برتر ارائه دهند و اينگونه مردم به اين نتيجه رسيدند كه هرچه مارك دارد حتما” خوب است و خوش پوش…

اينگونه ان كارخانه ها هم به هدف خود رسيده اند و سودي سرشار از اسم ها ئي كه به لباس ما متصل كردهاند ميگيرند…

فكر ميكنم خود از تعريف مارك نتيجه گيري كرديد.

بله در واقع ما كه خود را مقيد به مارك پوشي كرده ايم سودآوريه آنان شده ايم . در صورتي كه ارزش انسان برتر از آن است كه وسيله سودآوري توسط چند نام معتبر قرار گيرد،در واقع اين مارك هاست كه ابزار كارخانه هاست نه پوشاكي كه ارائه ميدهند

قبول كنيد كه ما خيلي وقتها پول زياد ميدهيم تا آن مارك را داشته باشيم نه آن لباس را…

البته اين طرز فكر در جوانان بيشتر است تا بزرگسالان،گاهي اوقات هم برخي از بزرگسالان كه ذهن كوچك و محدودي دارند اين هدف را دنبال ميكنند وتي تعداد انها كم است.در قشر جوانان هم بايد به گروهي از آنان اشاره كرد كه در جمع جوانان ديگر هستند و ميخواهند در آن جمع اين حرف را اثبات كنند،منظوره من دانشجويان هستند،من ميبينم كه داشجويان فوق العاده درگير مارك اند،در صورتيكه در اين سن كه اوج توانائي آنان است و فرصتي براي شكوفا شدن آنها ست،توانائي خود را درحفظ نام مارك و نگهداري آنهاو جمع آوري لباسهائي كه در كمد آويزان ميشود به كار مي گيرند.آيا اين نامها درپيشرفت شما هم تا ثيري دارد،ماركي كه دركمد آويزان شده به روحيه شما وقتي در اتاق نشسته ايد كمك ميكنيد؟ خيالتان راحت ا ست كه چند لباس مارك دار داريد يا ناراحت كه هنوز خيلي از مارك ها را از آن خود نكرده ايد؟

وقتي يك كفش مارك دار مي پوشيد و به دانشگاه مي آييد در نوع قدم گذاشتن شما تاثيري دارد؟ يا وقتي كيف مارك دار در دست داريد در نگاه ديگران تا ثيري دارد؟خودكار مارك دار در پيشرفت تحصيليتان تاثيري داشته؟ يا اگر ساعتتان مارك نداشته باشد از زمان عقب مي افتيد و دقيقه هايتان بي مارك و خود نمايي مي گذرد؟هزاران مثال مارك دار در وجود دانشجويان است كه من به چند مثال ان اكتفا ميكنم،ولي هدف من از اين مثال ها اين بود كه به شما بگويم : اگر نام مارك روي دقيقه هايتان سنگيني نكند،سبك تر و با آرامش بيشتري آننان را سپري ميكنيد… امتحان كنيد!

حالا به نظر شما در دانشجويان دختر بيشتر است يا پسر؟ من تا بحال به اين نتيجه رسيدم كه فرقي نمي كند،در هر دو گروه به يك اندازه به مارك توجه شده،زيرا دانشجويان مي خواهند اسپرت بپوشند وچه بسيار است اسپرت ارجينال…

صحبت از مارك اسپرت به ميان آمد،اصلا” بياييد مارك مثال بزنيم،من پووما و لاگوست را مثال ميزنم كه گاهي براي نشان آن از تصويري كه از آن مارك در ذهن جا افتاده استفاده ميكنند،مثل پووما كه يك ببر است و لاگوست كه سوسمار است،البته هميشه اينطور نيست ،مثل و كه فقط مينويسند…

در گزارشها ئي كه تهيه مي كنم حتما”به اين نتيجه ميرسيم كه در دنياي مارك كدامين پيروز بوده و توانسته ذهن گروه بيشتري را به خود اختصاص دهد ،درست است،اين كارخانه ها ذهن شما را متعلق به خود كرده و من از اين بابت متاسفم كه ذهن خلاق ايرانيان در چنگ نامي باشد كه خارجي ها آن را خلق كرده اند…

به نظر شما كدام مارك تا بحال موفق تر بوده ودر طول روز چشم متوجه آن مي شود؟و كدام مارك با اين كه كم است باز هم خودنمائي ميكند؟

وقتي كه داشتم نام مارك ها را مي آوردم ياد افتادم،بله،اين هم يك مارك است كه گروه سني مورد نظر را به خود مشغول كرد و موفق هم بود،اول مهر اگر به لوازم تحريري ها و شهر كتاب ها سر بزنيد اين را مي شنويد : آقا ميخوام،دفترم،جامداديم،مدادم،كيفم….

چرا؟ چرا بايد با اين گروه سني هم بازي شود؟

آنها هنوز هيچي نمي دانند،مي توانند بهتر از اينها پرورش يافتن ذهن را تجربه كنند،و از همان ابتدا كه وارد جمع مي شوند بايد به اين فكر كنند كه آنها چي دارند و بغل دستيشان در كلاس چي؟

در صورتي كه هزاران نكته مثبت ديگر هست كه از جمع خود ميتوانند بياموزند و از تربيت هاي مثبت يكديگر استفاده كنند.

پدر مادر ها هم كه مجبورند براي خوش آمدبچه هايشان و اينكه از همان ابتدا در جمع احساس كمبود نكنند،آن ها را فراهم مي كنند.

خيچ كس نمي داند بايد با اين موضوع چگونه كنار بيايد و فرزندش را راضي نگه دارد؟

شما پيشنهاد بدهيد كه چگونه مي توان با اين موضوع كنار آمد؟

اين روش را ادامه دهيم يا با آن مبارزه كنيم

 

صفحه اول

منتشرشده در: on مارس 19, 2008 at 11:28 ب.ظ یک نظر بنویسید

آدرس برای فرستادن دنبالک به این مطلب : http://ghahve.wordpress.com/2008/03/19/%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%83-%da%86%d9%8a%d8%b3%d8%aa%d8%9f/trackback/

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته.

Leave a Comment