لباس… این کلمه، چه چیزی را به ذهن شما متبادر می کند؟
کاملا درست است. جواب شما، ارتباط مستقیمی با طبقه اجتماعی، میزان درآمد، نوع زندگی، محل زندگی و حتی شیوه رفت و آمدها، دوستیابی ها و … در دنیای امروز، قبل هر از چیز، مارک ها بر فروشگاه های بزرگ و بوتیک ها حکومت می کنند.
اگر بچه پولدار باشید، احتمالا بدترین فحش و توهین برای شما این است که کسی در مورد اصل بودن مارک لباس هایتان تردیدی به خود راه دهد و اگر مارک لباس برای شما مهم نیست، می توانید آسوده خاطر و با یک دهم قیمت کلاهی که بر سر «مارک خر» ها رفته است، لباس مورد نظرتان را به تن کنید، درست یا همان شکل و همان مارک! زیرا تولیدی های زیادی در جامعه وجود دارند که با زدن مارک های معروف دنیا روی لباس هایشان، هم از شرمندگی کسانی که مارک را «کلاس» زندگی شان می دانند در می آیند و هم کلاس جامعه را ارتقا می بخشند!
پول، كلاس، مد، مارك… اينها واژههايي هستند كه به يكديگر پيوند خوردهاند و آنهايي كه مارك لباسشان برايشان خيلي مهم است، حتما به مد هم اهميت زيادي ميدهند. كافي است به چند نقطه از تهران (آنجا كه پولدارها خريد ميكنند) سري بزنيم تا متوجه شويم كه هر ماركي، چه قيمتي دارد.
در ميدان ونك، آنجا كه پاساژها، مشتريان زيادي را در خود ميبينند، سليقههاي متفاوتي هم به چشم ميخورد.
مهران كه با نامزد خود به اين نقطه از شهر آمده است، معتقد است مارك لباس، اصالت شخص را ميرساند:
- آدم نبايد هر لباس بيهويتي رو تنش كنه. من حاضرم كمتر غذا بخورم، اما لباسي تنم كنم كه شخصيت داشته باشه.
- مهران ماركهاي معروف و خوب لباس را «پنتون»، «ورساچه»، «باس»، «زارا»، «شانل» و «منگو» معرفي ميكند
و در مورد قيمت آنها ميگويد: قيمتها به ماركي كه انتخاب ميكني بستگي داره. البته، اينكه از كجا بخري هم خيلي مهمه.
مينو در ادامه حرفهاي نامزدش، مغازههاي كوچك را دنبالهرو شركتهاي بزرگ ميداند و پاساژها را تاثيرگذارترين بخش بر روي مد جامعه معرفي ميكند و ميگويد: پاساژها، هميشه شيكتر از مغازههاي كنار خيابون هستن و ويترينهاشون جذابيت بيشتري دارن. اينجا هر ماركي پيدا ميشه. گرچه هزينه پيروزي از مد، مارك تا مارك و مغازه تا مغازه متفاوته، اما معمولا كساني كه عاشق مد و مارك هستن، نسبت به سايرين هزينههاي بيشتري براي به روز نگه داشتن پوشش آنها بايد بپردازن.
شلوار جين، مارك «ماولي»: 95 هزار تومان
روسري، مارك «تيتي»: 29 هزار تومان
تيشرت، مارك «باس»: 43 هزار تومان
«مارك خر»ها به غير از توجه به مارك لباسها، به اينكه چه كساني از اين ماركها استفاده ميكنند هم توجه دارند.
خانم مسني كه به همراه دختر جوانش در پاساژ «تنديس» تجريش مشغول قدم زدن و انتخاب لوازم مورد نيازشان است، ميگويد: از آن موقع كه يادم ميآيد، لباسهايم ماركدار بوده است. هميشه براي بچهها هم لباسهاي ماركدار ميخرم.
او در مقابل اين سوال كه «چه ماركهايي را بيشتر مد نظر داريد»، ميگويد: بستگي به لباس و كسي كه اون رو
ميپوشه داره، مثلا امسال وقتي جوايز اسكار اهدا ميشد، مارك لباس نيكل كيدمن «Balenciaga» و جسيكا آلبا «Versaca» بود. خب، معلومه كه اين ماركا، خيلي معروفاند. من هم سعي ميكنم لباسهام رو از همين ماركا انتخاب كنم. البته، «Crash» هم خوبه!
و دخترك براي اينكه نشان دهد چيزي از اطلاعات مادر كم ندارد، ميگويد: مارك لباس سندرا هم «Angelsanchez» بود.
به مرکز و جنوب شهر فكر ميكنم: انقلاب، امامزاده حسن، عبدلآباد و… آنجا كه ميتوان با كمي چانه زدن، يك شلوار جين را پنج هزار تومان، يك جفت كفش را هفت هزار تومان و يك روسري را هزار و پانصد تومان خريد؛ آنجا كه واژه «مارك»، هنوز بيمعني است.
گرايش جوانان به مدهاي روز و ماركهاي معروف دنيا باعث شده تا فروشگاهها و مزونهاي عجيب و غريبي در تهران متولد شوند كه شايد نمونههاي آن در كشورهاي ديگر دنيا به اين اندازه نباشد.
البته، اين ماركفروشيها، فقط به فروشگاهها ختم نميشوند؛ بلكه در سايتهاي مختلف و ساختمانهاي شيك و مجللي كه هيچ ويتريني رو به خيابان ندارند هم ميتوان به دنبال مارك مورد نظر گشت.
وقتي به يكي از سايتهاي لباس فروشي با مارك معتبر دنيا سري زديم، با اطلاعات جالب و تعجببرانگيزي روبهرو شديم. «يك دست لباس شب ماركدار فوقالعاده زيبا، طرح ايتاليايي، به قيمت هشتصد و پنجاه هزار تومان! تاريخ عرضه: 25/5/86 و تاريخ فروش: 26/5/86.»
جالب اينجاست كه نامي از مارك لباس برده نشده و لباس در عرض يك روز به فروش رسيده بود!
«ست كامل لباس زيرزنانه، با مارك معروف، به قيمت صدو و شصت هزار تومان».
از دنياي مجازي خارج ميشويم و به سراغ ساختمانهايي ميرويم كه از بيرون خانه و از درون، فروشگاهاند. آنها هيچ تبليغاتي نميكنند؛ زيرا به اندازه كافي شماره تلفن مشتريانشان را در اختيار دارند و هر بار كه سفارشهايشان ميرسد، با يك تماس…
قبل از هر چيز، خدا را شكر ميكنم كه بهترين لباسهايم را پوشيدهام!
روي پالتوي نوشته شده است: 180000000. چند بار تعداد صفرها را ميشمارم، اما باز هم شك دارم. ميپرسم: ببخشين، چند قيمته؟
و خانم شيكپوشي كه به خوبي حال مرا درك كرده است، با لبخند ميگويد: اون فروخته شده، هيجده تومن.
منظورش هجده ميليون تومان است؛ هجده ميليون تومان براي يك پالتو پوست!
در سالني كه ويترينها و كمدهاي شيشهاي دورتادور آن را فرا گرفته است، نمونههايي از كيف و كفش و لباسهاي جديد جمع شده است. مادر و دختري روي مبل نشستهاند و مشغول تماشاي عكسهاي جديدترين مدل لباسهاي «escada» هستند.
فروشنده به آرامي ميگويد: نگران نباشين! سفارشها تا هفته آينده ميرسن. حتما براي مهموني در اختيارتونه.
دختر رو به مادرش ميگويد: اين جوراب شلواري رو ميخوام، كه توي عكس با دامن پوشيده.
و مادر قيمت را ميپرسد.
- قابل شما رو نداره. حدود هشتاد يورو، تقريبا معادل صد تومن. اگه با دامني كه دخترتون پسنديده بخواين، نزديك هفتصد تومان ميشه.
و باز سكوت و تماشاي عكسها و زمزمهاي كه آهسته زير گوش مادر ميگفت: اگه ماركش Rochas باشه، ميخوام.
و توليدكنندگان داخلي
اما نبايد تلاش بعضي از توليدكنندگان داخلي را در پاسخ به نياز «مارك خر»ها نديده گرفت. گروهي از اين توليدكنندگان، با خريد ماركهاي معتبر، آنها را روي لباسها و توليدات خودشان نصب ميكنند تا مبادا مشتريان بزرگ و پولدارشان را از دست بدهند.
يكي از اين توليدكنندگان ميگويد: ما شلوار جين توليد ميكنيم، اما گروهي از مشتريان، شلوار بدون مارك را دوست ندارند. به همين دليل، به اجبار بايد يك مارك روي آنها بچسبانيم.
او نيز قيمت ماركها را متفاوت ميداند و ميگويد: بعضي لباسها بايد درچند نقطه از آنها مارك نصب شده باشد؛ مثلا شلوارهاي جين، بايد روي جيب عقب، كمر، زيپ و حتي پايين شلوار داراي مارك باشند. بعضي ماركها (فقط مارك) گران هستند؛ يعني توليد نميشوند. توليدكننده مجبور است يك سري مارك را تا حدود سي هزار تومان بخرد. به همان نسبت، قيمت شلوار هم بالا ميرود.
حالا ديگر بايد كمي به «مارك خر»هاشك، و كمي به مارك لباسهايمان توجه كنيم.
فقط مواظب باشيد كه شلوار جين با مارك «لي واتيز» يا پيراهن با مارك «boss» يا پالتو هجده ميليونياي كه انتخاب ميكنيد، اصل باشد، وگرنه فقط پول مارك را پرداخت كردهايد!
خیلی بددهن نوشتی