بازهم با اوج گرفتن بحران در سرزمینهای اشغالی این سوال در برخی محافل شنیده می شود که آیا موضع کنونی دولت ما در قبال مساله فلسطین صحیح است و آیا حمایت از فلسطینیان و به ویژه حماس اصولا به صلاح و وظیفه ما هست یا خیر؟ بد نیست نگاهی به تاریخچه روابط کشورمان با بحران فلسطین بیاندازیم :
قبل از انقلاب پهلوی دوم با توجه به تبعیت کامل از سیاست خارجه امریکا جزو شرکای تجاری وسیاسی اسراییل بود. از سال ۴۲ امام همزمان با محکومیت سیاستهای شاه همواره از رابطه با اسراییل نیز انتقاد می نمود و از ابتدای انقلاب و قبل از پیروزی آن یکی از شعارهای اصلی در سیاست خارجه حمایت از فلسطین بود. سفارت اسراییل در روزهای ابتدای انقلاب توسط انقلابیون تسخیر شد وبا حضور یاسر عرفات به دفتر حمایت از مردم فلسطین تبدیل شد. در زمان جنگ عده ای بحث اعزام نیرو برای کمک به مردم فلسطین را مطرح نمودند که با مخالفت امام مواجه شد. اما در زمان حمله اسراییل به جنوب لبنان ایران با اعزام های محدود البته در پوشش آموزش نظامی و تحت عنوان دیپلمات کسانی مانند شهید متوسلیان را به لبنان اعزام کرد و با حمایت از شیعیان لبنان به شکل گیری حزب الله کمک مستقیم نمود و هنوز هم به کمک خود به این گروه ادامه می دهد. امام با اعلام جمعه آخر ماه رمضان هرسال به عنوان روز قدس میتینگ سیاسی بین المللی را شکل داد که هر ساله علیه اسراییل برگزار میشود و در شکل گیری انتفاضه دوم نقش حمایت ایران به خصوص در قدرت گرفتن حماس بسیار چشمگیربوده است.
امادر طول این سالیان سوالی که همواره مطرح می شده است این است که آیا واقعا به چه انگیزه ای بایستی به حمایت ازمقاومت فلسطین پرداخت. این سوال گاهی با این فرضیه که اگرما دخالت نکنیم مردم فلسطین سازش می کنند سیاست خارجه ما را به چالش می کشد. متاسفانه فضای مناسب برای طرح این سوالات هیچگاه ایجاد نشده و این شبهه در ذهن بسیاری از افراد جامعه شکل گرفته و با تبلیغات رسانه های خارجی تحت عناوینی چون بودجه مملکت بایستی صرف داخل شود و نه عراق و فلسطین و… تقویت شده است.
به راستی ضعف تبلور مبانی ایدئولوژیک در سیاست خارجه به دلیل ضعف علمای علوم انسانی دلیل اصلی این شبهات است و برخوردهای شعاری وانقلابی مانع از دستیابی به لایه های زیرین سیاست خارجه ما در خصوص بحران فلسطین شده است. حمایت ما ازمردم فلسطین تماما به دلیل وظیفه اخلاقی و انسانی نیست بلکه دلایل استراتژیک و زیربنایی دارد و در حقیقت ما چاره ای به جز حمایت از مقاومت فلسطین نداریم. چه بخواهیم و چه نخواهیم خط مقدم نبرد مسلمانان مبارز و صهیونیسم فلسطین است و اگر این سنگر سقوط کند نوبت به ما خواهد رسید زیرا اسراییل از تحقق اهداف جهانی خود کوتاه نخواهد آمد.
در هر حال اکنون که باز هم این بحث داغ شده است بهترین فرصت برای تبیین مبانی ایدئولوژیک سیاست ما برای جوانان و نسلهای آینده است.
برای اینکه جیب یک عده ای پر بشه،قصه هزار و یک شب اسرائیل و فلسطین هم باید وجود داشته باشه…!
بهترین نظر را دوست قبلی دادند